شب فرقت یار آخر شد...

سلام..من برگشتم..اما این برگشتنم با همیشه فرق داره..اومدم که برم..اومدم که خداحافظی کنم و بار و بنه ببندم و ترک دیار کنم و برم پیش یار..

ما بالاخره خونه پیدا کردیم..یه خونه ی کوچولوی ۴٣ متری طبقه ی چهارم یه مجتمع ۴ واحدی توی تهران نو.. با همون ١٢ میلیون رهن کامل.. پریروز با اقای گیلاسی رفتیم قراردادشو امضاء کردیم و از فردا اون خونه آشیانه ی عشق ماست..

نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم..از شما دوستای خوب و مهربونمون که توی اون روزای سخت همراهمون بودین و با قلبای پاک و مهربونتون دعامون کردین..مطمئنم از اینکه اگه اینهمه دعای خیر پشت سرمون نبود به این زودی یه جای مناسب پیدا نمیکردیم.. با همه ی وجود ازتون ممنونم..

خب از خونمون بگم..یه اتاق ۶ متری داره با یه هال ١٠ متری و یه آشپزخونه ی کوچولو که ۶ تا کابینت داره.. یه انباری کوچیکم داره.. بالکنش اما خیلی دلبازه..نه که طبقه ی چهاره از تو بالکنش میشه تا خیلی دورا رو دید.. بالکن تو آشپزخونه ست..در کل خونه ی جمع و جور و تمیزیه و فعلا واسه شروع زندگی ما٢گیلاسی کافیه..

از همه ی دوستای گلی هم که تولدمو تبریک گفته بودن یه دنیا ممنونم.. شب تولدم آقای گیلاسی پدر و مادر و برادراشو دعوت کرد یکی از این رستورانای سنتی تو فشم..جای قشنگی بود..یه باغچه که دورتا دورش تخت بود و از کنارشم رودخونه رد میشد..شب خیلی خوبی بود..کیک و فشفشه هم با خودمون بردیم و اونجا روشن کردیم.. ٢ تا ربع سکه هم کادو گرفتم..

راستی یادم رفت بگم کادوی روز زن قرار بود با اقای گیلاسی بریم برام مانتو بگیره که دیگه فرصت نشد و موند واسه دفعه ی بعد..منم واسه روز پدر به آقای گیلاسی یه جفت کفش تابستونی کادو دادم که اونم با هم رفتیم گرفتیم..

الان برگشتم اینجا تا کار ادارمو تحویل بدم و وسایلمو جمع کنم و برم..برم پیش اونی که دلمو پیشش جا گذاشتم..

و چقدر دل کندن از شهر و دیار و خانواده و دوست و آشنا سخته..آدم تا با حقیقتی روبرو نشه عمقش رو درک نمیکنه..بعدا دربارش بیشتر مینویسم..

 

/ 43 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانومی

سلام دوستای گلم.حالتون چطوره؟ خانوم گیلاسی جونم خوبه دیگه؟؟ بابا به سلامتی ایشالله تو خونه ی جدیدتون هر روزتون خوش تر از دیروز باشه.ایشالله مهر و محبتتون بیشتر از قبل بشه.چقدر شیرینه بعد اونهمه دوری که از هم کشیدین حالا واسه ی یه عمر کنار هم میمونین.وااای خیلی خوشحال شدم راستی تولدت هم مبارک عزیزم...ببخش از اینکه دیر اومدم[ماچ][زبان]

اسما

سلام امیدوارم همیشه شاد باشید.واسه ما هم دعا کنید.

اسما

من لینکتون کردمخوشحال میشم شما هم بکنید

پرنیان

سلام گیلاسی های عزیز. کجایین بابا؟ هنوز از ماه عسل برنگشتین؟؟

زهره

وای کجای تهران نو هستی حالا .. ؟‌ من تین اینجر که بودم تو تهران نو زندگی می کردم .. یادش بخیر ..الان حتما خیلی عوض شده ... موفق باشی ... بای

بانوی شرقی

مبارک باشه بالاخره راه دوره امیدوارم مثل من برات سخت نباشه هر چند اونجا تهران کسی احساس غربت نمیکنه ولی من بیچاره.....

جشنواره بزرگ كتابخواني مجازي

دوست بزرگوار و عزيز رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اين جشنواره همکار ما باشید

جشنواره تولید کتابهای صوتی کودکان

دوست بزرگوار و عزیز برآنیم تا بزرگترین کتابخانه صوتی برای کودکان و نوجوانان ، بویژه کودکان نابینا را ایجاد کنیم . از شما بزرگوار رسما دعوت می شود درخواست " همکار افتخاری" ما را پذیرا باشید و در اجرای این برنامه فرهنگی ما را یاری فرمائید.